قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4292

تاريخ الفي ( فارسى )

بيم درشت‌خويى منگو تيمور ديگرباره احوال خود را به وى نگفت . و در سنوات گذشته مقرر كرده بود كه حاصل ولايت مصر به بيست و چهار قسمت شود . چهار حصّه صرف ما يحتاج پادشاه از مأكول و مشروب ؛ و ده حصه نصيب امرا ؛ و ده حصه رسد به سپاهيان يكسر و ساير مماليك و نوكران . و در اين سال منگو تيمور اراده نمود كه ده حصه صرف امرا و جميع لشكريان نمايد و چهارده حصّه به سركار خاصهء سلطان ضبط نمايد . بدين جهت فتنه و شورش به پا شد . و براى امراى مصر كه بىتقريب بر قتل حكام اقدام مىنمودند ، بهانه پيدا شد . امثله و احكام امرا را منگو تيمور جرئت نكرد كه خود به امرا رساند . به عرض ملك منصور رسانيد كه ملك در حضور خود اين نوشته‌ها را به امرا دهد . ملك لاچين امرا را طلبيده به هر يكى نوشته داد و ايشان به طرف و حسب ظاهر قبول كردند . اما آثار كراهت در بشرهء ايشان ظاهر و هويدا شد . و چون امرا بيرون رفتند ، ملك لاچين به خاطر رسانيد كه چيزى چند بر اقطاعات امرا بيفزايد . منگو تيمور به عرض رسانيد كه هرگاه راه اين پيدا شد ، كار بسيار مشكل مىشود و هرچه افزوده مىشود باز طلب امرا به جاى خود است . و ملك را از سر اين خيال گذرانيد و اسباب قتل خود و ملك مهيّا گردانيد . روز ديگر كه منگو تيمور بر سر ديوان رفت ، سپاهيان و ساير مماليك كه نصف علوفه سابق كه به ايشان نرسيده بود ، امثلهء خود را انداختند كه « به واسطهء معيشت تنگى مىكشيم . » وزير صاحب‌تدبير با ايشان بنياد درشتى كرد و به حبس و ضرب و اخذ سلاح ايشان حكم كرد . و بعضى محبوس و جمعى مضروب مراجعت نمودند . چون اين خبر به ملك منصور رسيد ، با وزير عتاب بسيار كرد و در اطلاق محبوسان حكم كرد . اما چيزى بر علوفهء ايشان نيفزود . و هم در اين سال سيف الدين حمدان را با لشكرى بسيار و جميع امراى شام را به شام فرستاد كه در محافظت آن حدود از سپاه غازانى به تقصيرى از خود راضى نشوند « 1 » و هميشه آماده و مهياى جنگ باشند . و اما احوال حاكم هندوستان در اين سال بر اين نهج است كه در اوايل اين سال سلطان علاء الدين ، الفخان و نصرت خان را با ديگر امرا و لشكر بىاندازه بر سر ولايت گجرات فرستاد . كرن‌راى حاكم گجرات طاقت مقاومت نياورده به ديوگير گريخت و زنان و دختران و خزانه و فيلان او به دست لشكر دهلى افتاد ، و تمام ولايت گجرات را خراب كرده بت سومنات كه بعد از شكستن سلطان محمود سومنات اول را معبود هندوان بود به دهلى

--> ( 1 ) . م : تقصيرى نكنند .